رباعیات نیما یوشیج

نیما یوشیج را همه با شعر نو یا به عبارت درست: «شعر نیمایی» می شناسند. اما این استاد چیره دست، در قالبهای به اصطلاح کلاسیک فارسی مانند مثنوی، قطعه، غزل و البته رباعی هم بسیار طبع آزمايي کرده است. رباعیات بخش مهمی از زندگی نیما یوشیج بوده اند و خودش در این مورد در مقدمه آنها می نويسد:

" اگر رباعیات نبودند، من شاید به مهلکه ای ورود می کردم. شاید زندگی برای من ناشایست و تلخ ميشد. در رباعیات به طور مجمل بیان احوال خود را کرده ام.

.....

رباعیات یک راز نگه دار عجیبی برای من شده است. خودم هم نمی خواهم فکر کنم چرا."

این هم چند رباعی از او:

دردا که نگشت هر کسی محرم ما

آگاه نشد به دل ز بیش و کم ما

آنی که نشاندمش سخن ها در گوش

دیدم که ز دور خنده زد بر غم ما

***

شعر آیتی از خیال صحرایی ماست

عشق آفتی از نهاد دریایی ماست

گفتم به اجل: در این میان حکم تو چیست؟

گفت آنچه که با سرشت دنیایی ماست

***

این ابر، نه بر تو، نه بر من گرید

نه نیز به روی یاسمن می گرید

به شوره ی بی حاصل، از بس که گریست

به حاصل کار خویشتن می گرید.

/ 0 نظر / 10 بازدید