کلمه و بس!

دیدم هیچ چیز پسندم نيست، وقتی که کلمه نیست. حالا هزار بار هم که نگویند نانت نبود...آبت نبود...اما من جواب میدهم کلمه که بود! اینقدر هم بود که باید و شايد ، تمام نداشته ها و خيالهايت را پر کند برایت، برایم ، برايش. چه فرقی دارد با کدام ضمیر یا از زبان چندم شخص روايتش کنم، کنی، کند؟

گفتم و نوشتم نداشته، اما پشیمانم. کدام نداشته؟ حالا که همه چیز دارم و دیگر دلخوشی نیست این. تعارف و خودفریبی هم نیست. حد داشته و نداشته اول از همه چیزهایی است که در فکر و خیال شروع میشود. کلمه ابزار و داشته ی خیال است. او که اولین و آخرین هم هست؛يک کلمه است، اسم اعظم دارد. می گويند با اسم اعظم همه کار می شود کرد. شاید اینجور گفته اند تا قدر کلمات را بدانیم. شاید خودمان خبر نداريم که چه داریم.


پ.ن: بد نیست گاهی از داشته ها قدردانی کرد. این هم یک جور قدردانی.

/ 0 نظر / 11 بازدید