دریغ

دریغ

بی شکوه و غریب و رهگذرند

یادهای دگر، چو برق و چو باد.

یاد تو پرشکوه و جاوید است؛

وآشنای قدیمی دل؛ امّا

ای دریغ! ای دریغ! ای فریاد!


با دل من چه می تواند کرد

یادت؟ ای «یاد من» ز دل برده!

من گرفتم لطيف، چون شبنم،

هم درخشان و پاک چون باران،

چه کنند این دو ، ای بهشت جوان!

با یکی برگ پیر و پژمرده


(مهدی اخوان ثالث/ مجموعه آخر شاهنامه/ تاریخ سرایش شعر: تهران، بهمن 1335)

چند خطی به همراه شعر:

شعری کوتاه ولی بسیار گیرا و قدر. یکی از ویژگی های مهم شعر نيمايي و تاثیرش بر شعر معاصر ، همین اختصار سخن به اندازه ی نیاز است. نیما شاعر را از رنج پرگویی های بی حاصل به حکم قالب و قافیه رها می کند و به او می آموزد که علاوه بر کوتاه و بلندی مصرعها به اندازه ی نیاز، حرف و سخن هم به همان اندازه ی «فکر » و ایده باشد. البته این حرف بدین معنی نیست که شعر بلند نداشته باشيم؛ بلکه بلندی و کوتاهی باید به اندازه ی نیاز باشد و همین هست که شعر را به طبیعت پاک و زلال و بی آلایش واقعی اش نزدیک می کند. جایی که هر کلمه در جای خودش می نشیند و هیچ جزئی زیاد یا کم نیست.

/ 0 نظر / 22 بازدید